چند ماه دیگر ۳۵ سال را تمام میکنم و قدم به اولین روز از ۳۶ سالگی میگذارم.
آدمیزاد عجیب است، هرچه بیشتر سپری میکند سریع تر سپری می شود.
۱۰ سال پیش به عقب که برمیگشتم می دیدم چقدر ۲۰ سالگی فرق می کرد با ۲۲ سالگی ، ۲۲ با ۲۳ و الخ. اما هرچی بیشتر میگذرد کمتر فرق می کند.
نمی گویم چقدر من آدم پخته ای شدم نه، که پختگی مسیری ست همیشگی و از چالش ها تغذیه می شود و انتهایش به حفره ی گور می رسد و تا قبل از آن ناتمام است.
شاید نزدیک تولدم از درس هایی که طی این سالها آموختم بنویسم ولی الان می خواهم از یکی از مهم ترینشان بگویم.
اینکه رمز زندگی صبر است. و آدمیزاد فقط و فقط مکلف به تلاش است و نتیجه از آن خداوندست و بس. انسان اگر جایی بخواهد به قامت خدا در بیاید (خدایی ناکرده) به وادی وحشتناک حماقت می افتد و از حیوان کمتر خواهد شد. دنیا میلیونها متغیر دارد که همه روی حساب است و هیچ کدام هم بدست آدمیزاد کنترل نمی شود الا متغیر "تلاش هوشمندانه".
هدف صداقت است و حق و عدالت و البته انصاف که درجه ای ست بالاتر از عدل چون عدالت ممکن است برای شما حکم به سود کند ولی اگر شما برای رضای خداوند و آرامش دل انسانی از حق خودت ببخشی انصاف به خرج داده ای که حتی انفاق کرده ای و این ارزش است. بقیه چیزها مثل ثروت، مقام، دانش و . . . همه آرزوی موقعیتند و هدف نمیتوانند باشند. که آرزوهای موقعیت اگر خالی از صداقت و حق و عدالت باشد تف سربالایی ست که به صورت سیاه انسان می نشیند.
صبر، گرچه سخت ولی حق است؛ و حق گرچه دشوار ولی اصل است.
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی