با تو نبسته باشد
کوره ای ست آتشین و کوچک
تنگ و تیره، داغ و عذاب
سوختند میلیون ها یهودی در کوره های نازی
من اما یک نفر، که میلیون ها بار می سوزم
نبودنت آتشی در من و زرتشتیان
می پرستند آن را هزار سال بعد
نقل کلامشان هم:
آتشی که ازین گور می آید
هزاران سال خاموش نگشته است
حکایت پیچیده ای نیست
دنیا ساده بود، باهم اگر بودیم
مانند هزار زوج از ابتدای تاریخ
باهم اگر نباشیم
قدیسی خواهم شد برای زرتشتیان
هزاران سال بعد . . .
برچسب:
نویسنده: پرهام کوهی